تبليغاتX
دبستان کمیل
فرهنگی آموزشی پرورشی

برای ارائه راهكار مناسب برای حل گوشه ای از تنگناهای مدیریت، در قالب مدیریت از نقطه صفر، نخست به تعریف آن می پردازیم:

 به یك تعبیر، مدیریت عبارت است از انجام امور به وسیله دیگران، به بهترین نحو ممكن، در یك محیط در حال تغییر.
همچنین برای هر مدیری، چهار وظیفه اصلی برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و نظارت تعیین شده است. لیكن اصول مدیریت و آنچه كه به عنوان وظایف مدیران تعیین شده است، در اجرا، محدودیت هایی دارند كه برخی از آنها عبارتند از:
این اصول صرفاً راهنما و ابزاری است برای بارور كردن افكار و جهت دهی به فعالیت ها.
برای عملی كردن این اصول، بعضاً ابزارهای كافی وجود ندارد.
 با عمل كردن به اصول، بازهم موفقیت ما تضمین نمی شود.
شرایط، نقش تعیین كننده ای در اجرای اصول مدیریت و نحوه بكارگیری آن دارد و گذشته از این با بكارگیری اصول، تنها قسمت هموار راه را می توان پیمود. پس انتظار آن است كه با اندیشه و آگاهی و با بهره گیری از پارامترهایی كه می تواند نقاط ضعف را در مقوله مورد نظر بپوشاند، فراتر از اجرای اصول مدیریت و به منظور دستیابی به نظام های سازمانی متعالی با جدیت و درایت حركت كرد. روش و نظام فكری مدیریت از نقطه صفر، تنها یكی از راهكارها و ابزارها برای تعالی سازمان از طریق مدیریت است.
مدیریت از نقطه صفر چیست؟
مدیریت از نقطه صفر در هر موقعیت، نقطه صفر خاص خود و نحوه مدیریت خاص خود را دارا است، لیكن با توجه به آنچه كه در محتوای هر موقعیتی می گنجد، مدیریت از نقطه صفر، محملی است كه مدیر با علم به نتیجه عملكردهای گدشته، روش ها و پیش فرض های غلط گذشته را زیر پا می گذارد و با بهره گیری از ویژگی های یاری دهنده مدیریت و با تعاریفی نو از موقعیت، تلاشی دوباره را برای كسب موفقیت آغاز می كند.
نقطه صفر كجاست؟ محدوده مشخصی در این زمینه موجود ندارد. یك مدیر دارای شرایط مطلوب در موقعیت نیز می تواند برای تضمین و استحكام موقعیت موردنظر، از نقطه صفر شروع كند. در واقع حركت از نقطه صفر، شروعی دوباره، با اندیشه ای از نوع مدیریت از نقطه صفر است.
ابزارهای مدیریت از نقطه صفر كدام اند؟ تحلیل موقعیت، اصلاح تعاریف عملی موفقیت و شكست موقعیت و ویژگی های یاری دهنده مدیریت از نقطه صفر.
تحلیل موقعیت: بررسی و تحلیل یك موقعیت خاص، با توجه به پیچیدگی های هر موقعیت خاص، كلید رمزهای مختص به آن موقعیت را دارد. لیكن انتخاب دیدگاه مناسب برای تحلیل صحیح و سریع هر موقعیت شرط اولیه و لازم است.
اصلاح تعاریف عملی موفقیت و شكست موقعیت: پس از تحلیل موقعیت در نقطه صفر و كنكاش در اهداف، برنامه ها، راهبردها، عملكردها و عوامل مؤثر در موفقیت و شكست، به شناختی عینی تر و تعریفی دقیق تر از موفقیت و شكست موقعیت می رسیم.
ویژگی های یاری دهنده مدیریت از نقطه صفر
1 . تعیین نقطه شروع و پایان: به نقل از بزرگی، اگر ندانیم نقطه شروع كجاست، از هركجا شروع كنیم به هیچ جا نمی رسیم و اگر ندانیم مقصدمان كجاست، به هر نقطه ای كه برسیم مطلوب ما نخواهد بود.
2.  دویدن به نقطه شروع: فراموش نكنیم از نقطه صفر باید شروع كنیم. پس ضروری است زمینه های لازم برای شروع از نقطه صفر ازجمله تعاریف اصلاح شده ای از موقعیت و نیازهای آن را مهیا كنیم.
3 .  رك و صریح بودن: ابهام گرایی و رك نبودن كه ریشه های مختلفی مثل ترس و عدم اعتماد به دیگران دارد، مانعی است بلند كه باید برای رسیدن به اهداف موقعیت، ارتباطات سالم در مجموعه و زمینه های جدید موفقیت در یك فضای صمیمی از آن عبور كرد.
4 .  اگر می خواهیم تیم خوبی داشته باشیم، خود خوب باشیم: به زبان ساده برای رسیدن به نیكی و موفقیت در آنچه كه مطلوب ما است، باید جوهره خوبی را در موقعیت جاری كرد. اگر در موقعیت مدیر، راستی و درستی جاری باشد، به تبع آن اعتماد و هم افزایی هم در سازمان جاری خواهد شد. یك مدیر به عنوان عنصر انتقال فرهنگ، نقش عمده ای در ایجاد فضایی زلال و نیك در موقعیت ایفا می كند.
5 . پرهیز از حرافی: حرف ها و ادعا ها باید در متن عملكردها قرار گیرد.
6 . گرایش ها را فراموش كنیم و منطق گرا باشیم: تنها اولویت ما كار ماست و بقیه مسائل فرع مصلحت است. در این خصوص استفاده از مشاوران خارج از سازمان در موقعیت های بحرانی، نوع ناقصی از مدیریت از نقطه صفر است كه در آن بعضی ویژگی های مدیریت از نقطه صفر، ازجمله پرهیز از گرایش و جانبداری لحاظ شده است.
7 . اندیشه گرایی بهتر از تحمیل اندیشه است: جداكردن خود از تعارفات و شعارگویی و بسته نگری و رسیدن به پله نقد موقعیت خویش، تكیه گاه مطمئنی برای شروع دوباره است.
8 . اعتقاد عملی به كلمه نمی دانم در جایی كه نمی دانیم: انسان های آگاه، ارزش این كلمه را می دانند. یقیناً نمی دانم، پله اول برای حركت به سوی سكوی پرتاب دانستن است و این اعتقاد باید به عنوان یك فرهنگ، به ویژه در بین مدیرانی كه دارای اختیارات و حیطه عمل وسیع هستند و ندانستن گاه در میان اختیاراتشان پنهان می شود و پیشامدهای غیرقابل پیش بینی در كمینشان است، جاری شود.
9 . اعلام واقعیت های منتج به شكست (رسیدن به شهامت و صداقت) شروعی دوباره با این تفاوت كه این بار تصورات و پیش بینی هایمان به واقعیت های جاری بسیار نزدیك می شوند و شانس موفقیت افزایش می یابد.
10 . هر نقطه پایانی، نقطه آغاز دیگری است: باید به این باور برسیم كه موفقیت یك امر نسبی است و پس از رسیدن به یك موفقیت كوچك، تازه در نقطه شروع برای رسیدن به یك موفقیت بزرگ تر قرار گرفته ایم.
11 .  شناخت چیزهایی كه به ذهن ما نرسید: همیشه باید اعتقاد داشته باشیم چیزی كه ما به دنبال آن هستیم فراتر از آن چیزی است كه در تصور ما می گنجد و آنچه كه به ذهن و فكر ما می رسد، بخش كوچكی است از آنچه كه به فكر ما نرسیده است. ازاین رو با تصورات خودبینانه، راه ترقی را بر خود نبندیم.
روح و فضای هر موقعیتی واجد شبكه ای از روابط كاری بین افراد، روابط حسی و اخلاقی، روابط بین افراد بیرون از موقعیت با افراد درون موقعیت، رابطه هر فرد با كارش و رابطه مجموعه با وظایفشان و رابطه موقعیت موردنظر با موقعیت های دیگر و... است . توجه داشته باشیم كه در این شبكه پیچیده، یك نظام علت و معلولی حاكم است. ازاین رو باید پیوسته با شناسایی و تحلیل این شبكه، به تنظیم و تعدیل آن پرداخت. البته با توجه به گستردگی این شبكه، استفاده از نظرات مشاوران می تواند یاری گر باشد. پس ضروری است در نقطه صفر یك بار دیگر به تجزیه و تحلیل این شبكه بپردازیم.
هر مدیری (در هر موقعیت و جایگاه) دارای شرح وظایفی است، اما لازمه موفقیت یك مدیر پیش از آن كه انجام شرح وظایف باشد، رسیدن به هدف موقعیت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:44  توسط ایرج قادری  | 

نقش رابطه معلم و دانش آموز در ایجاد انگیزه :

یکی از چالشهای مهم موجود در آموزش ریاضی  عدم برقراری ارتباط  عاطفی مثبت بین  معلمان این درس و دانش آموزان است . متأسفانه این امر باعث به وجود آمدن تفکرات و دیدگاه های منفی در اذهان دانش آموزان و والدین آنها نسبت به درس ریاضی شده است .و ادامه این روند یعنی ناسازگاری در ارتباط مؤثر منجر به بی -علاقگی و حتی تنفر و انزجار بسیاری از افراد نسبت به درس ریاضی شده است.    اولین هدف یک معلم ریاضی در جو حاکم بر این درس ،باید برقرار کردن رابطه ی مطلوب دوستانه و حمایت کننده با دانش آموزان باشد . چنین هدفی فقط با تعامل میان معلم و دانش آموز حاصل می آید .  چند روز اول مدرسه و اولین دیدارهای دانش آموزان با معلم از این نظر بسیار مهم است . بنا بر این به آن توجه خاص د اشت .معلمان تازه کار به طور معمول از معلمان قدیمی تر می شنوندکه تا هنگامی که دانش آموزان به او احترام نگذاشته اند در برابر آنها نخندد. زیرا ایشان بر این باورند که دانش آموزان برای احترام گذاشتن به معلم باید از وی بترسند. اما نظریه پردازان انگیزش می گویندکه به دانش آموزان نشان دهیدکه به آنها علاقه دارید و می توانند به شما اعتماد کنند و در صورت  نیاز برای هر کمکی به شما رجوع نمایند. 

معلمان بر خلاف خلبانها و معمارها یا جراحها ، آموزش فشرده ای در مهارتهای حرفه شان ندیده اند. به نوعی از آنان انتظار می رود که وقتی وارد کلاس می شونددر مورد مسائل  پیچیده روابط بشری تجربه و مهارت داشته باشند . از معلمها خواسته  می شود که در جریان فعالیت روزانه شان :

1)     انگیزه یادگیری ایجاد کنند .

2)     مشوق خود مختاری باشند و عزت نفس را تقویت کنند .

3)     از شدت اضطراب (anxiety ) بکاهند و ترس را از بین ببرند .

4)يأس و نومیدی ( frustration )   را کم کنند.

5)     سبب کاهش تعارضها و کشمکشها(conflict) شوند و خشم را فرو بنشانند .

 یکی از معلمها می گفت :« من از قبل می دانم که دانش آموز به چه چیزی نیاز دارد . من نیاز او را حس می کنم . او نیاز دارد قبولش داشته باشند . به او احترام بگذارند، دوستش داشته باشند. به او اعتماد کنند ، او نیاز دارد که تشویقش کنند ، پشتیبانی اش کنند،او را به فعالیت وا دارند و موجبات تفریح و خوشی اش را فراهم آورند تا بتوانند به کاوش و آزمایش بپردازند. و به نتایج موفقیت آمیزی برسد، عجب حکایتی است ! او این همه نیاز دارد . و من تنها چیزی کم دارم ،عقل و دانایی سلیمان است و بینش و فراست ابن سینا و علم و دانش خیام و ایثار و از خود گذشتگی فلو رانس نایتینگل»

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 15:12  توسط ایرج قادری  | 




این واکسن بهترین روش برای پیشگیری از ابتلا به آنفولانزا است. البته نه آنفولانزای نوع A یا همان آنفولانزای خوکی که اخیرا شیوع پیدا کرده. منظور همان آنفولانزایی هست که نشانه هایی از سرماخوردگی را دارد.

بهترین زمان برای دریافت واکسن:
به دلیل اینکه فصل آنفولانزا معمولا از ابتدای مهر ماه شروع می شود و تا پایان اردیبهشت ماه آینده ادامه می یابد، بهترین زمان برای دریافت واکسن ماه مهر و آبان می باشد. با این حال می توان در ماه آذر و حتی دیرتر هم اقدام کرد، اگر چه اقدام سریعتر می تواند برای پیشگیری موثرتر باشد.

نحوه عملکرد واکسن ها:
واکسن باعث تولید آنتی بادی در بدن می شود. این آنتی بادی، پیشگیری لازم را در مقابل ویروس آنفولانزا فراهم می کند. این عکس العمل آنتی بادی ممکن است در بعضی افراد ایجاد خستگی و درد ماهیچه ای کند. هر سال، واکسن آنفولانزا حاوی چند نوع متفاوت از ویروس است. ویروس هایی که به نظر محققان ممکن است در آن سال تاثیر بیشتری داشته باشند. اگر انتخاب این ویروس ها صحیح باشد می توان گفت که واکسن 70 تا 90% در پیشگیری از آنفولانزا برای افراد زیر 65 سال مفید است.

چه کسانی باید واکسن را دریافت کنند؟
واکسن آنفولانزای سالانه برای هر فردی که می خواهد احتمال ابتلا به بیماری را در خود کاهش دهد پیشنهاد می شود. با این حال این واکسن به خصوص برای افراد مستعد ابتلا به انفولانزا توصیه می شود. مثل افراد مبتلا به ذات الریه.

سایر افراد مستعد ابتلا به آنفولانزا عبارتند از :
همه کودکان 6 تا 18 سال
افراد 50 سال و بیشتر
زنانی که قصد دارند در فصل آنفولانزا باردار شوند
افرادی که در آسایشگاهها و بیمارستان ها کار می کنند
بزرگسالان مبتلا به امراض مزمن قلبی و ریوی مثل آسم و یا هر بیماری که سیستم ایمنی را ضعیف کرده است
تمیز کارهای منزل و مراقبین نوزادان زیر 6 ماه (نوزادان در این سن برای دریافت واکسن خیلی جوان هستند)
تمام افرادی که در تماس با افراد مستعد آنفولانزا هستند مثل کارکنان بیمارستان و ...

چه کسانی نباید این واکسن را دریافت کنند؟
طبق گفته مرکز پیشگیری و کنترل بیماری این افراد عبارتند از :
همه افرادی که عکس العمل آلرژیک نسبت به آمپول آنفو لانزا داشته اند
همه کسانی که نسبت به تخم مرغ آلرژی دارند
افرادی که 6 هفته بعد از دریافت واکسن آنفولانزا دچار سندرم GUILLIAN-BARRE (نوعی بیماری فلج کننده شدید، که در آن سیستم ایمنی بدن به سیستم اعصاب حمله می کند) شده اند.

بعضی از تاثیرات جانبی واکسن آنفولانزا:
ممکن است بعد از دریافت واکسن در محل بازو دچار درد و تورم شوید. بعضی از افراد ممکن است دچار علائم شبیه سرماخوردگی مثل فن فن کردن، سردرد، آب ریزش بینی، درد گلو، سرفه و بدن درد (یک تا دو روز بعد از دریافت واکسن) شوند. در بعضی از موارد نیز ممکن است فرد تب خفیف کند.
__________________
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 14:52  توسط ایرج قادری  | 

موضوع : آنفلوانزا

انتظار می رود گروه هدف محترم :

1- با تعریف بیماری آشنا شود.

2- تاریخچه بیماری را بداند.

2- با شرایط کنونی کشور نسبت به بیماری آنفلوانزا آشنا شود.

3- با دوره سرایت بیماری آشنا شود

3- علایم بیماری را ذکر کند.

4- راههای پیشگیری از بیماری را توضیح دهد.

تعریف: آنفلوانزا یک بیماری ویروسی است که از راه هوا و تنفس قطرات آلوده به دنبال عطسه و سرفه از انسانی به انسان دیگر و نیز سطوح آلوده منتقل می گردد.

تاریخچه: بیماری آنفلوانزا در کنار بیماری هایی مانند طاعون ، آبله و وبا پیوسته همه گیری های وسیع جهانی (پاندمی) ایجاد کرده است. عامل این بیماری ویروسی است که قابلیت بیماری زایی در حیوانات مختلف و انسان را دارد و از خصوصیات ویژه ویروس تمایل به تغییرات مکرر در ماده ژنتیکی آن است که می تواند به طور خفیف و یا شدید ایجاد بیماری نماید و باعث تولید انواع جدیدی گردد که برای سیستم ایمنی انسان کاملا ناشناخته بوده و منجر به بیماریزایی، عوارض و اپیدمی های گسترده و گسترش جهانی بیماری خواهد شد. بر همین اساس برای آمادگی و مقابله با پاندمی شش فاز تعریف گردیده که فاز ششم به معنی ورود بیماری به مرحله خطرناک پاندمی ( همه گیری جهانی) است.

نوع جدید آنفلوانزای A (H1N1) در اکثر موارد بیماری خفیفی ایجاد می کند که طی مدت کوتاهی بهبود می یابد و میزان مرگ و میر ناشی از آن برابر با آنفلوانزای فصلی سالانه و در حدود 1- 5/0  درصد است . نگرانی که در مورد این بیماری وجود دارد جدید بودن و ناشناخته بودن آن برای دستگاه دفاعی بدن انسان ها و در نتیجه بالا بودن تعداد افراد مبتلا (در مقایسه با آنفلوانزای فصلی سالانه) است و در صورت ابتلای تعداد زیادی از افراد جامعه، میزان عوارض اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی بیماری بالا خواهد بود.

از ویژگی های مهم این بیماری انتشار بسیار سریع آن از طریق ذرات آلوده معلق در هوا یا مستقر بر روی سطوح اشیاء و یا در محیط های مرطوب است که لزوم مراقبت های بهداشت فردی و جمعی را بیش از پیش می نماید. هر چند بر اساس تئوری های مطرح شده، گسترش اولیه ویروس در بخش های روستایی آسیا، خاورمیانه و آفریقا مورد انتظار بود اما با ظهور پاندمی ویروسی، طغیان های محلی در نقاط مختلف جهان اتفاق افتاد و در حال حاضر هیچ کشوری نمی تواند از ورود این ویروس به داخل کشور جلوگیری نماید.

شرایط کنونی کشور:

در حال حاضر و بر اساس اعلام سازمان جهانی بهداشت (WHO)، این بیماری به فاز 6 وارد شده و در مرحله جهانگیری و پاندمی قرار دارد وکنترل بیماری، نیازمند اقدامات و اتخاذ سیاست های ملی و فراگیر کنترلی و بهداشتی کشورها است.

تشخیص: تشخیص قطعی آنفلوانزای جدید با آزمایش نمونه گلوی فرد بیمار امکان پذیراست، اما در شرایط همه گیری نیازی به این اقدام نیست و هر فرد دارای علایم، به عنوان بیمار آنفلوانزا در نظر گرفته می شود.

دوره سرایت بیماری: آنفلوانزا یک روز قبل از بروز علایم تا 7 روز پس از آن امکان سرایت به سایر افراد را دارا است. بنابرین توصیه می شود به افراد دارای علایم آنفلوانزا پس از تایید پزشک در این دوره زمانی مرخصی داده شود و از حضورشان در اماکن پر ازدحام جلوگیری به عمل آید. بدیهی است در صورت تایید پزشک این زمان ممکن است     کوتاه تر و یا طولانی تر گردد.

علایم بیماری آنفلوانزا چیست؟

تب، سرفه، گلودرد، سردرد و آبریزش بینی مهمترین علامت های این بیماری هستند.

نحوه مراقبت آنفلوانزا در ادارات ، سازمان ها و ارگانها  :

1.تعیین رابط بهداشتی اداره ، جهت گزارش موارد بیماران، ارجاع و ارتباط با نزدیک ترین مرکز بهداشتی درمانی .

2. مهمترین راه پیشگیری از آنفلوانزا شستن مکرر دستها با آب و صابون مخصوصا صابون مایع به مدت 20 تا 30 ثانیه می باشد (پیگیری شود که تا حد امکان صابون مایع در اختیار پرسنل قرار گیرد).

3. توصیه به عدم استفاده از وسایل شخصی دیگران مانند بطری آب، نوشت افزار و ... وعدم ارائه وسایل شخصی خود به دیگران.

4. پوشانیدن دهان و بینی در هنگام عطسه و سرفه و انداختن دستمال در سطل زباله پس از استفاده.

5. توصیه به پرسنل جهت همراه داشتن دستمال.

6. قرار دادن دستمال کاغذی در دسترس همه پرسنل .

7. خودداری از روبوسی، دست دادن و در آغوش کشیدن فرد دارای هر یک از علایم آنفلوانزا.

8. رعایت حد اقل فاصله 2 متری از فرد دارای هر یک از علایم آنفلوانزا.

9. عدم استفاده از قرص آسپیرین در هنگام تب و استفاده از سایر مسکن ها .

10.شناسایی پرسنل مبتلا به آسم، دیابت ، بیماری های کلیوی و سایر بیماری های مزمن ... چرا که  این افراد بیشتر در معرض خطر ابتلا و عوارض ناشی از آنفلوانزا هستند.

12. تهویه اماکن تجمع به صورت مداوم و باز گذاشتن درب و پنجره ها تا حد امکان.

13. فرد مبتلا به آنفلوانزا تا 7 روز بعد از شروع علایم می تواند بیماری را منتقل کند و بازگشت فرد مبتلا به محیط کار فقط با نظر پزشک باید انجام شود.

14. اطلاع رسانی سریع به نزدیکترین مرکز بهداشتی درمانی در صورت مشاهده افزایش غیرطبیعی موارد بروز سرماخوردگی.

17. در صورت ابتلا، به حداقل رساندن جابجایی بیمار و خودداری از حضور در اماکن پر ازدحام.

18.قرار دادن رسانه های آموزشی  آنفلوانزا در اختیار پرسنل . از آنها خواسته شود به رویت خانواده هایشان برسانند .

درمان : اکثر موارد مبتلا به آنفلوانزا با اقدامات ساده ای مانند استراحت در منزل، مصرف مایعات و میوه های تازه و استفاده از داروهای مسکن (به جز آسپیرین) بهبود می یابند و نیازی به درمان با داروهای ضد ویروس نیست . با این حال به والدین تمامی افراد  بیمار توصیه شود با پزشک مشورت نمایند.

در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر ، به نزدیکترین مرکز بهداشتی درمانی مراجعه فرمایید .

شعلایم آنفولانزای خوکی: علایم شامل تب، سرفه ، گلودرد،بدن درد، سردرد، خستگی و 

 

لرز می باشد. درصد زیادی از مبتلایان به این نوع ویروس جدید علایم اسهال و تهوع را 

 

نیز  داشته اند.

آنفولانزای خوکی با نام های Swine flu،Hog flu و pig flu شناخته می شود. گزارشاتی از سابقه ابتلا انسان به آنفولانزای خوکی در سالهای 1918، 1976 و غیره نیز وجود دارد. خوک ممکن است به ویروس آنفولانزای انسانی و سایر حیوانات و حتی پرندگان مبتلا شود و در بدن آن شیفت آنتی ژنیک و یا دگرگونی ژنتیک در جهت ایجاد ویروس جدید رخ دهد. ویروس آنفولانزای خوکی سال 2009 با زیرگروه H1N1 نوع A آنفولانزا شناخته شده است.

طریقه انتقال ویروس:

انتقال در حیوان:

طریقه انتقال بین خوکها از طریق راه های هوایی شامل دستگاه تنفسی ( مانند تماس دهان ، بینی و...) صورت می گیرد.

انتقال از حیوان به انسان:

افرادی که در معرض تماس با پرندگان و حیواناتی از قبیل خوک می باشند خصوصاً افرادی که در مراکز نگهداری این حیوانات کار می کنند، در معرض خطر بالای انواع ویروس آنفولانزای اندمیک در این نوع حیوانات می باشند. بنابراین این جمعیت از انسان ها به عنوان میزبان این ویروس می توانند در نظر گرفته شوند. سایر افراد در معرض خطر شامل دامپزشکان و کارگران در مراکز تهیه گوشت می باشند. هرچند خطر ابتلا برای این دو گروه کمتر از افرادی که در مزارع پرورش خوک و پرندگان کار می کنند، می باشد.

نکته: ویروس H1N12009 از خوک جدا نشده است و از آن به انسان منتقل نمی شود بلکه از طریق انسان به انسان شیوع می یابد.

علایم و نشانه ها:

علایم در انسان:

مطابق با مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها (CDC) علایم آنفولانزای خوکی سال 2009 با ویروس H1N1، در کل شباهت با علایم سایر سویه های آنفولانزا و شبه آنفولانزا دارد. علایم شامل تب، سرفه ، گلودرد،بدن درد، سردرد، خستگی و لرز می باشد. درصد زیادی از مبتلایان به این نوع ویروس جدید علایم اسهال و تهوع را نیز داشته اند.

با توجه به اینکه علایم ذکر شده تنها منحصر به آنفولانزای خوکی نمی باشد، گرفتن شرح حال کامل از بیمار ضروری می باشد . همچنین تشخیص قطعی این نوع از آنفولانزا نیاز به تست های آزمایشگاهی مربوط به نمونه های تنفسی از قبیل نمونه های تهیه شده از بینی و گلو دارد.

علایم بیماری در خوک شامل تب ، عطسه ، سرفه، مشکلات در تنفس و کاهش اشتها می باشد و در تعدادی از موارد منجر به سقط جنین در حیوان نیز شده است. مرگ و میر ناشی از آنفولانزای خوکی در خوک پایین و حدود 1-4% می باشد. این ویروس سبب کاهش وزن و رشد حیوان و بنابراین ضرر اقتصادی به دامدار می شود .

پیشگیری:

شامل سه مرحله می باشد: پیشگیری در حیوان، انتقال از حیوان به انسان و انسان به انسان.

پیشگیری در خوک:

شامل واکسیناسیون در دامداری ها ، قرنطینه کردن حیوانات و ضد عفونی کردن دامداری ها و غیره می باشد.

پیشگیری از انتقال به انسان:

استفاده از ماسک صورت به دامپزشکان و دامداران هنگام برخورد با حیوان توصیه می شود.

نکته: نپوشیدن دستکش و کشیدن سیگار هنگام برخورد با حیوان از جمله ریسک فاکتورها محسوب می شوند.

پیشگیری از انتقال انسان به انسان:

راه های انتقال در بین انسانها شامل عطسه کردن، سرفه کردن،تماس با اشیا آلوده به ویروس می باشد.

•شستن متناوب دست ها با آب و صابون،ژل ها ،فوم ها و شستشودهنده ها با پایه های الکلی، خصوصاً بعد از حضور در مراکز عمومی و ضد عفونی کردن سطوح می تواند سبب کاهش انتقال شود.

متخصصین معتقد اند شستشوی دست ها در پیشگیری از عفونتهای ویروسی (شامل آنفولانزای معمولی و خوکی) به خوبی موثر می باشد. حتی قطره های بسیار ریز از ترشحات بینی و حلق ممکن است سبب آلودگی میز کار، تلفن و یا سایر سطوح و بدین ترتیب انتقال از انگشت به دهان ، بینی و یا چشم شود.

•هر شخص با علایم شبه آنفولانزا شامل تب ناگهانی ،سرفه و یا دردهای عضلانی بهتر است از محیط های کار و مراکز عمومی دور بماند و با پزشک تماس بگیرد.

•فاصله گرفتن از اجتماعات عمومی در محیط هایی که احتمال می رود ویروس در آنجا شایع باشد نیز توصیه می شود. این اقدام با توجه به درصد و میزان شیوع این بیماری در شهر و کشور مربوطه می باشد.

•واکسن آنفولانزا نیز می تواند در پیشگیری این بیماری موثر باشد، هرچند واکسن های آنفولانزای کنونی، علیه ویروسH1N12009 ایمنی حاصل نمی کنند. البته تهیه واکسن جدید از این نوع ویروس به زودی امکان پذیر خواهد بود.

نکته: بیماری آنفولانزای خوکی از طریق خوردن گوشت خوک به انسان منتقل نمی شود. ویروس این بیماری در دمای پخت بالای 70 درجه سانتی گراد از بین می رود و شدت بیماری در انسان به حدت ویروس، وجود سابقه ایمنی در افراد، واکسیناسیون یا سابقه ابتلا به آنفولانزای فصلی و شرایط سلامتی میزبان بستگی دارد.

درمان:

ویروس آنفولانزای خوکی به ندرت در خوکها کشنده می باشد. بنابراین درمان در آنها به صورت درمان علامتی – حمایتی می باشد. استفاده از آنتی بیوتیک ها هرچند تاثیری علیه این ویروس ندارد ولی به پیش گیری از پنومونی باکتریایی و سایر عفونت های ثانویه کمک می کند.

داروهای آنتی وایرال در انسان مبتلا به تخفیف بیماری و بهبود سریع تر آن کمک می کند . درمان بهتر است طی دو روز از شروع علایم انجام شود. در کنار داروهای ضد ویروس ، درمان علامتی- حمایتی در منزل و یا در بیمارستان شامل جایگزین کردن مایعات از دست رفته و کنترل تب، انجام می شود.

مرکز کنترل و پیش گیری بیماریها در آمریکا، داروی Oseltamivir(Tamiflu) و Zanamivir(Relenza) را برای درمان و یا پیش گیری علیه این ویروس توصیه می کند . البته گروه کثیری از افرادی که از این بیماری بهبودی کامل یافته اند نیازی به داروهای ضد ویروس نداشته اند.

ویروس آنفولانزای خوکی 2009 ، مقاوم به آمانتادین و یا ریمانتادین گزارش داده شده است.

به طور کلی میزان مرگ و میر ناشی از این بیماری کمتر از یک درصد بوده و در افرادی که بیماری زمینه ای مانند ناراحتی قلبی،کلیوی و مزمن ریوی داشته اند، مرگ و میر شایع تر است. همان طور که قبلا نیز ذکر شد درمان های حمایتی مانند کنترل آب و الکترولیت ها کمک به بهبود بیماری می کند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 14:44  توسط ایرج قادری  | 

 
براي تقويت حافظه و تمركز حواس چه بايد كرد؟
 
مغز قابليت به خاطر سپردن هر موضوعي را داشته و فقط به كمي تمرين و ممارست نياز دارد.

آيا شما هم جزء افراد فراموشكار هستيد؟ آيا مي‌توانيد نام عناصر درس شيمي را به ياد آوريد؟ و يا اينكه تاريخ اولين برخورد با همسرتان را به خاطر مي‌آوريد؟ مسلماً خير. اين به دليل آن است كه حافظه به صورت انتخابي عمل مي‌كند.

برخي از مسائل را به دليل اهميت بيشتر آسانتر از بقيه به ذهن مي‌سپاريم. اما مغز قابليت به خاطر سپردن هر موضوعي را داشته و فقط به كمي تمرين و ممارست نياز دارد. در زير شما را با روش‌هاي بهبود حافظه، آشنا خواهيم كرد.

 مسئله– به جاي پرداختن و وارد شدن به مطالب پيچيده روان‌شناسي در زمينه حافظه كوتاه‌مدت و بلندمدت بياييد فقط قرار بگذاريم ديگر مسائلي كه نبايد فراموش مي‌كرديم را از قلم نيندازيم.

 براي مثال هر كسي، شايد به غير از معلم شيمي، شما را به خاطر به ياد نياوردن فرمول يك ماده خاص خواهد بخشيد. با اين حال ممكن است هنگامي كه در تخت‌خواب خود دراز كشيده‌ايد به دليل به خاطر نياوردن تلفن دوست صميمي‌تان كلافه و پريشان شويد. در زير مواردي را كه بايد در به ذهن سپردن آنها تلاش نماييد، آورده شده است:

اسامي، شماره‌هاي تلفن، قيافه‌ها، كارها، قرارهاي ملاقات، تاريخ‌هاي تولد، گفت‌وگوها و حقايق.

 به ياد نياوردن موارد فوق معمولاً نتيجه توجه نداشتن به اندازه كافي مي‌باشد. اگر برايتان مهم بود هيچ‌گاه فراموش نمي‌كرديد. بار ديگر كمي بيشتر سعي و دقت كرده و ببينيد تا چه اندازه بيشتر موفق خواهيد شد. همچنين مشخص كنيد كه كدام حافظه را داريد: بصري يا سمعي، وقتي اين سوال معلوم شد در موقعيتي بهتر براي بهبود حافظه خود قرار خواهيد گرفت.

 راه‌حل:
در اين قسمت نكاتي مهم جهت بهبود مهارت‌هاي به ذهن سپردن مسائل، آمده است:

 فعال باشيد– اين در مورد هر چيزي بايد اعمال شود. هنگامي كه در حال شنيدن، تفكر و مطالعه كردن هستيد سعي كنيد از مطالبي كه فرد ديگري به شما گفته، نكته‌برداري كنيد. اگر بي‌حال و غيرفعال باشيد، مغزتان دچار كندي و تعلل خواهد شد و اگر براي فعال بودن تلاش كنيد، ذهنتان آنچه را كه مي‌بيند و مي‌شنود ثبت نموده و راحت‌تر مي‌توانيد آن را به خاطر بسپاريد.

 تمركز كنيد– به جزئيات دقت كنيد. در طول روز چيزهاي بسيار زيادي را مي‌شنويم اما تنها آنهايي را به ياد مي‌آوريم كه برايمان اهميت داشته باشد. مسائل مورد اهميت خود را گسترش و بسط دهيد تا بيشتر بتوانيد آنها را به ذهن بسپاريد. يك روش خوب اين است كه همه چيز را حياتي فرض كنيد. وانمود كنيد كه يك كارآگاه جنايي هستيد و هر آنچه كه در پيرامون شما در حال اتفاق افتادن است، حائز اهميت است.

 ايجاد پيوستگي نماييد- بين آنچه كه مي‌خواهيد به ياد بسپاريد و آنچه كه قبلا در ذهن داريد ارتباط به وجود آوريد. اين ارتباط مي‌تواند يك‌ رنگ، يك عدد يا يك كلمه هم‌قافيه باشد. براي به خاطر داشتن بخشي از چيزهاي مختلف، تصاويري كه هم‌قافيه با اعداد ‌باشند را براي خود مجسم نماييد. همچنين مي‌توانيد از كلمات مخفف و تركيب اسامي و يا متصل نمودن اول حروف كلمات (مانند حروف ابجد) استفاده كنيد.

تكرار نماييد– روش تنبيه معلم مدرسه‌تان را به ياد داريد؟ هر گاه فردي دچار خطايي مي‌شد، مجبورش مي‌كرد چندين و چند بار مطلبي را بنويسد. تكرار، براي به ذهن سپردن موضوعات كمك كرده و باعث حك شدن آن در مغزتان مي‌گردد. هرگاه فردي را ملاقات مي‌كنيد، شروع به تكرار اسم او در ذهن خود نماييد. وقتي كسي شماره تلفنش را به شما مي‌دهد، چندين بار آن را روي كاغذ نوشته و با صداي بلند تكرار كنيد. اگر مي‌خواهيد مطلبي را حفظ كنيد كافي است آن را چندين بار روي تكه‌اي كاغذ بنويسيد.

 اسامي را به هم ربط دهيد– وقتي با كسي كه با او قبلا آشنا شده‌ايد، اما اكنون اسمش را به ياد نمي‌آوريد، برخورد مي‌كنيد، دچار آشفتگي مي‌شويد. مشكل را مي‌توانيد با مرتبط نمودن آن اشخاص با كسي كه به آنها شباهت دارد و يا با واژه‌اي كه با يكي از خصوصيات شخصيتي آنها نزديك است، حل نماييد.

با اسامي آنها بازي كنيد و يك تصوير خيالي از آنها در ذهن خود مجسم نماييد. براي به ياد آوردن اسم فردي مي‌توانيد حروف الفبا را از ابتدا بازگو نموده تا اينكه به حرف ابتداي اسم او برسيد، حتما با اين كار اسم را به خاطر خواهيد آورد.

 تصويري با مفهوم ايجاد كنيد- از هر آنچه كه مي‌خواهيد به خاطر بسپاريد، تصويري خيالي در ذهن ايجاد نماييد. موضوعي را در ذهن خود تصور كرده تا بتوانيد همه چيز را به صورتي واضح مشاهده كنيد. سپس وقتي چيزي را فراموش كرديد، اين تصوير را مجسم كنيد تا مغزتان اطلاعات از دست رفته را بازيابي نمايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:6  توسط ایرج قادری  | 

مهمترين عوامل آموزشگاهي كه بر پيشرفت تحصيلي مخصوصا" در درس رياضيات مؤثرند ، عبارتنداز :

1- روابط معلم و دانش آموز

2- مهارت معلمان

3- شرايط آموزشي و امتحانات مطلوب تحصيلي

4- ارزشيابي

5- كتابهاي درسي و مواد آموزشگاهي

6- ناهماهنگي برنامه و روشها و روشهاي آموزشي

7- آماده كردن درس و نمره دادن

8- تقويم و ساعت آموزشي

9- فضاي كلاس و تسهيلات مدرسه

10 - انتظارات مدرسه از دانش آموزان

11- تعويض مكرر معلمان

12- دوري مدرسه (( فاصله خانه تا مدريه ))

 

1- روابط معلم و دانش آموز :

آموزش بدون ايجاد رابطه معنايي نخواهد داشت . اولين هدف معلم بايد برقرار كردن رابطه اي دوستانه و حمايت كننده با دانش آموزان باشد . بايد به ياد داشت كه هر گونه برخورد با دانش آموزان در تقويت يا تضعيف تصور آنه نسبت به معلم مؤثر است . بنابراين تلاش براي رابطه مثبت با دانش آموز بايد همه اوقات معلم و دانش آموزان را در بر بگيرد .

 

اجتناب از تنبيه شديد مكرر :

معلماني كه مايلند رابطه خوبي با دانش آموزان داشته باشند براي آموزش رفتار مناسب نبايد بر تنبيه متكي باشند . اغلب تنبيه ها با هدفي فراتر از خجالت دادن و ناراحت كردن دانش آموزان در نظر گرفته مي شوند . برخي از معلمان كه خود مايل به تنبيه دانش آموزان نيستند . از والدين كودك كي خواهند تا آنها را به دليل رفتار نامناسب در مدرسه ، تنبيه كنند كه در نتيجه رابطه معلم و والدين با دانش آموز دچار اغتشاش مي شود .

به جاي اينكه از والدين بخواهيم تا آنها را تنبيه كنند بهتر است كاري كنيم تا والدين با امر آموزش فرزند خود درگير شوند .

دوري كامل از راهبردهاي تنبيه شايد دشوار باشد . معلمان بايد چگونگي استفاده از روش هاي انضباطي و تنبيه هاي خفيف را بياموزند . در واقع تنبيه بايد بيشتر از آن كه واقعي باشد ، نمادي باشد . يكي از راههاي تنبيه خفيف استفاده از روش محروم كردن است .
به طور مثال وقتي دانش آموزي بامدادش به پشت شاگرد ديگر را كه در جلو او نشسته است مي زند ، معلم مي تواند آرام به او نزديك شود و مدادش را بگيرد و به او بگويد((مي تواني مدادت را در آخر وقت كلاس از من بگيري ))

 

1-1- اجتناب از شوخي :

منظور اين است كه نبايد با دانش آموزان بدرفتار از عبارات تمسخر آميز استفاده كرد .

 

2-1- پرهيز از پيش داوريهاي غير منصفانه :

اولين گام براي پرهيز از اينگونهموارد آن است كه معلم بايد صادقانه به آنچه باور دارد اعتراف كند ، زيرا اگر آنها را انكار كند نمي تواند دانش آموزان خود را از عواقب ناخوشايند آن دور دارد . پس از آن معلم بايد تلاش كند تا بين دانش آموزان خود تفاوت نگذارد . روابط خصوصي معلم با برخي از دانش آموزان بسيار زيان بار است . زيرا ديگر دانش آموزان را نوعي تبعيض مي شمارند .

معلمي كه به رياضي علاقه مند است با دانش آموزان علاقمند به رياضي ، بيشتر رابطه برقرار مي كند . حال آنكه معلم مسئوليت حرفه اي دارد و بايد با همه شاگردان رابطه داشته باشد .

 

3-1- ثبات داشتن و بخشنده بودن :

دانش آموزان معلمي مي خواهند كه رفتارشان پايدار و قابل پيش بيني باشد . معلمي كه يك روز رفتاري دوستانه و روز ديگر رفتاري غير دوستانه دارد ، موجب مي شود كه دانش آموزان از در ميان گذاشتن مشكلات خود با وي ترديد داشته باشند . حتي دانش آموزي كه در روز قبل مشكلي در كلاس ايجاد كرده اند بايد بتواند روز بعد به راحتي به سر كلاس بيايند .

 

4-1- اجتناب از روابط وابستگي زا :

معلماني كه به وضوح براي برقراري ارتباط مثبت با دانش آموزان خود تلاش مي كنند ، بايد مراقب باشند كه يكي از حادترين دشواريهاي وابستگي ، وابستگي بيش از حد و اندازه برخي از دانش آموزان به تأييد و تمجيد معلمان است .

يكي از راههايي كه مي توان به ميزان وابستگي دانش آموزان پي برد اين است كه آنها موفقيتهاي خود را به معلم اين دانش آموزان بر اين باورند كه علل موفقيت شان بيرون از خودشان است . معلم از طريق ارزش دادن به دانش آموزان به خاطر عملكرد هاي مطلوب
مي تواند آنها را در شناسايي عوامل اصلي موفقيت خود ياري كند . مثلا" دانش آموزي در جمع كسرها مهارت كسب كرده باشد ، معلم مي تواند به او بگويد : (( توجه خوب ديروز تو به درس در يادگيري و حاضر جوابي امروزت مؤثر بوده است . ))

همچنين دانش آموزي بايد بياموزد تا شكست هايشان را به عدم تلاش و نه عدم توانايي نسبت دهند . اگر دانش آموزي در امتحان شكست خورد ، نبايد شكست خود را انكار كند بلكه بايد آن را بپذيرد . اما لازم است آنرا از عدم تلاش خود بداند .

 

2- مهارت معلمان :

بطور كلي معلماني كه در نظر دانش آموزان سخت گيرترند ، معلماني كه توانايي برقراري سريع نظم را در كلاس درس دارا هستند ، معلماني كه به طور منظم از كارهاي خود ارزيابي مي كنند ، و به آنچه دانش آموز ياد گرفته ، در برابر همه آنچه بايد ياد مي گرفت ، به درستي واقفند . و به دانش آموزاني كه مطالب را در بار نخست ياد نگرفته اند ، فرصت فراگيري  مجدد را مي دهند ، در حرفه معلمي خود موفق ترند .

 

1-2- آگاهي از مهارتهاي آموزشي و اصول تربيتي :

معلم بايد از فنون و مهارتهاي آموزشي آگاهي داشته باشند و تنها ايمان و تعهد ايمان و تعهد ، كافي نيست . معلمي كه از اين فنون و اصول تعليم و تربيت و مسائل روانشناسي عمومي كودك اطلاعاتي ندارد ، ممكن است با اخلاص كامل و بانيت پاك ، ولي با يك برخورد حساب نشده و نسنجيده با شاگرد او را به سرنوشتاري تلخ دچار كند .

2-2- تسط بر درس :

اين نيز از وظايف و مهارتهاي معلم است . زيرا معلم نقش تعيين كننده اي در سرنوشت كودكان و شاگردان خود دارد و علاوه بر تأثيرات ايماني و اخلاقي كه بر روح و روان ايشان مي گذارد ، در بالا بردن توان علمي و شكل دادن به وضعيت فكري آنان نيز بسيار مؤثر است .

لازمه ايفاي اين نقش بسيار مهم ، بالا بودن توان علمي و تسلط كامل بر درس تااولا" ، مطالب آموخته شده به شاگردان صحيح باشد و ثانيا" هيچگونه ابهامي در مسائل و مطالب آن علم برايشان باقي نماند .

اگر معلم ، به صورت عميق بر رشته تعليمي خود تسلط نداشته باشد شاگردان نيز عميق نخواهند شد .معلم براي تسلط بر درس بايد در راه بالا بردن توان علمي خود بكوشد . توقف در يك حد از دانش و آگاهي براي معلم نقص بزرگي است . او بايد بازمان و پيشرفت علوم بر دانش خود بيفزايد .

 

3-2- دارا بودن طرح و برنامه درسي :

يك عامل مؤثر در ترغيب شاگردان به فعاليتهاي درس ، طرح و برنامه درسي معلم است ; طرحي كه در آن وقت كلاس تقسيم و تنظيم شده باشد ، تا به مسائل مختلف همچون پرسش از درسهاي گذشته بررسي نوشته ها و تكاليف شاگردان ، ارزيابي آنان به وسيله امتحانات ناگهاني و ........ رسيدگي شود .

خوب است معلم طرح خود را براي بچه ها در اولين جلسه مطرح كند كه اين امر موجب اهنميت دادن بيشتر آنان به ماده درسي خواهد شد .

 

4-2- ايجاد انگيزه درسي :

يك عامل مؤثر در بي رغبت بودن از شاگردان به درس رياضيات انگيزه نداشتن است كه معلم مي تواند با معرفي درس و شناساندن جايگاه آن درس در بين علوم ديگر و تأثير آن در زندگي ، اين انگيزه و هدف را ايجاد كند . اگر شاگردان هدف از يادگيري درس مورد نظر و فايده آن را بداند و بشناسند با رغبت بيشتري آن را دنبال مي كنند .

5-2- لازمه نظارت بر فعاليتهاي كلاس و خارج از كلاس دانش آموزان ارتباط مستمر با آنان است . در صورتي كه معلم ارتباطي احترام آميز و صميمي باشاگردان داشته باشد ، وي را بر امور درسي و غير درسي خود ناظر خواهد گرفت .

علاوه بر ارتباط روحي و معنوي با شاگردان ايجاد ارتباط بين محيط درس و خانه و اجتماع به وسيله تماس با والدين آنها در نظارت بهتر و دقيقتر معلم مؤثر است .

 

3- شرايط آموزشي و امكانات مطلوب تحصيلي :

عدم امكانات و تسهيلات مطلوب آموزشي يكي ديگر از عوامل افت تحصيلي دانش آموزان است . كمبود معلمان مجرب و توانا در انتقال مطالب و موضوعهاي درس به دانش آموزان ، وجود ضعف در روشهاي تدريس و تكيه بر محفوظات ، تراكم جمعيت در كلاس  ، فشردگي برنامه هاي درسي و كمك آموزشي ، دوري مدرسه از محل سكونت و دهها مسئله ديگر در مورد شرايط مطلوب آموزشي و امكانات و تسهيلات تحصيلي از عوامل قابل توجه در ايجاد و افت تحصيلي است .

 

4- ارزشيابي :

ارزشيابي يا امتحان به معلم اين امكان را مي دهد تا در حين آموزش يا بعد از پايان بخشي از كتاب دانش آموزان را ارزيابي كند متأسفانه دانش آموزان امتحان را به عنوان وسيله تهديد كننده يادگيري مي دانند كه منجر به اضطراب امتحان در دانش آموزان مي شود . عدم توجه به پاره اي اصول ارزشيابي ، منجر به روشهاي غلط ارزشيابي مي شود . كه اجراي اين روشها ، چيزي جز افت كمي و كيفي تحصيلي به دنبال ندارد .

اغلب سؤالات فرايند هاي عالي ذهن مانند درك و فهم ما به كار بستن ، تجزيه و تحليل ، تركيب و ارزشيابي را مورد سنجش قرار  نمي دهند . غالب معلمان در مدارس ابتدايي تنها به پرسش هاي آخر فصل و يا سؤالاتي را كه خود مطرح مي كنند بسنده مي كنند كه اين خود باعث حفظ طوطي وار تنها قسمتهايي از كتاب توسط دانش آموز مي شود .

5- كتابهاي درسي و مواد آموزشي :

هر جا كمبود كتاب و مواد آموزشي وجود دارد پيشرفت تحصيلي پايين تر است . در فيليپين وقتيتعداد كتاب درسي دوره ابتدايي از يك كتاب براي 10  دانش آموز به يك كتاب براي دو دانش آموز تغير يافت درصد قبولي دانش آموزان از 50 به 70 درصد طي يك سال تحصيلي افزايش پيدا كرد .

در مورد مواد آموزشي امكان دسترسي دانش آموزان به كتاب ها از طريق كتابخانه مدرسه نيز مطرح است ، مطالب فولر ( 1967 ) نشان مي دهد كه هر چه تعداد كتاب هايي كه در گوشه اتاقهاي درس قرار داده مي شود بيشتر باشد ميزان پيشرفت دانش آموزان در خواندن بيشتر خواهد بود .

 

6- ناهماهنگي برنامه ها و روشهاي آموزشي :

برنامه هاي درسي اگر با نظر كارشناسان و روانشناسان تربيتي تهيه و تنظيم شوند در مطالب به طور واضح خالي از ابهام باشد از عقب ماندگي احتمالي شاگردان جلوگيري خواهد كرد.روش هاي تدريس نيز بايد به تفاوت هاي فردي وشناخت كامل دانش آموزان به كار رود .

 

7- آماده كردن درس و نمره دادن :

دانش آموزان  معلماني كه براي آماده ساختن درس و همچنين نمره دادن تكاليف درسي و كار كلاس دانش آموزان وقت مي گذرانند نسبت به معلماني كه اين كار را انجام نمي دهند نتايج بهتري كسب مي كنند .

 

8- تقويم و ساعات آموزشي :

هر چه كشوري بتواند ساعات مفيد بيشتري را در مدرسه به دانش آموزان اختصاص دهد ، در صورتي كه متناسب با علائق و روند رشد دانش آموزان باشد ، توفيق و موفقيت بيشتري به دست خواهد آورد . تعداد روزهاي مفيد سال تحصيلي بين كشورها از 120 روز تا 240 روز در نوسان است و تعداد ساعات آموزشي مي تواند بين 4000 تا 1000 ساعت در نوسان باشد . ( ماشيني 1370 )

تعطيلات سالانه آموزشي در بلغارستان 8 هفته  ، در گينه نو  9 هفته در فرانسه 16 هفته ، در ژاپن 17 هفته ، در اندونزي 20 هفته و در كويت حدود 18 هفته و در كشور خورمان ايران 20 هفته است . ( زارع ، 1374  ص 26 )

تكاليف درس نيز مورد اهميت اند . دانش آموزاني كه تكاليف درسي بيشتري انجام مي دهند در مقايسه با بقيه موفق ترند .

 

۹- فضاي كلاس و تسهيلات مدرسه :

دماي مناسب يكي از ضروريات يك كلاس درس است و در غير اين صورت مي تواند به عنوان يك متغير مزاحم مانع توجه دانش آموزان به معلم و درس شود . بنابراين يك كلاس درس بايد از دماي مناسب در فصول سال بهره مند باشد . اگر فضاي كلاس براي نشستن و راه رفتن مناسب نباشد ، همچنين اگر فضاي كلاس نور كافي نداشته باشد و يا تابلوي كلاس طوري نصب شده باشد كه همه به راحتي نتوانند از آن استفاده كنند منجر به افت آموزشي خواهد شد . در مورد نقش تراكم كلاس ( تعداد دانش آموزان كلاس ) مطالعات نشان مي هدهد كه در كلاس هاي كم تراكم ، موفقيت دانش آموزان بيشتر نيست ، مگر آنكه كلاس كمتر از 15 نفر باشد كه در اين صورت امكان آموزش انفرادي فراهم مي شود . همچنين مي توان اظهار داشت كه ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در كشورهاي صنعتي در كلاس هاي بيشتر از 45 نفر و در كشورهاي در حال توسعه  در كلاس هاي بيش از 55 نفر كاهش مي يابد . جالب توجه است كه در مقايسه تطبيقي انجام شده بين دانش آموزان پايه ينجم 15 كشور ، كره با تراكم 60  نفر در كلاس و ژاپن با 42 دانش آموز در كلاس ، رتبه اول را به دست آورده اند . بنابراين آنچه در پيشرفت دانش آموزان نقش مهمي ايفا مي كند ، تراكم كلاس نيست بلكه چيزي است كه در كلاس اتفاق مي افتد . در مورد كلاس هاي با تراكم بيش از 60 دانش آموز هيچ مطالعه اي در دسترس نيست و به نظر مي رسد كه عدد 60 را بتوان به عنوان تراكم حداكثر به حساب آورد ، مشروط برآنكه اتاق درس به اندازه كافي باشد و معلم قبلا" با شيوه تدريس در اين گونه شرايط آشنا شده باشد . ( ماشيني ، 1370 )

 

10 - انتظارات مدرسه از دانش آموزان :

بخشي از شكستهاي تحصيلي درس رياضيات و دروي ديگر به ناسازگاري كودكان با توقعات و انتظارات مدرسه ارتباط دارد . در شكستهايي هم كه شخصيت دانش آموز منشأ اصلي نيست ، نقش علت معين را به خود مي گيرد . به بيان ديگر انتظارات مدرسه تاكنون نتوانسته است با برخي از شخصيتهاي كودكان سازگار شود . سازگاري مدرسه با شخصيتهاي كودكان يا نوجوانان بايد از را ملاقات دانش آموز و معلم و با برداشتن گامهايي از سوي طرفين به جانب ديگر ، صورت گيرد و در اين راه (( همسويي )) ابتكار عمل را در مدرسه در دست گيرد . ( لوگال ، ترجه شجاع ، 1374 ص 8 )

گاهي علت افت تحصيلي دانش آموز انتظار عدم موفقيت و پيش داوري هاي غلطي است كه معلم از دانش آموز دارد ، معلم در اولين برخورد با دانش آموزان خود سعي مي كند با پيش داوري هاي خود ، آينده تحصيلي آنها را پيش بيني كند .

مطالعات نشان داده است كه اين پيش داوريها بر ميزان پيشرفت و يا شكست درسي دانش آموزان مؤثر است . به اين صورت كه اگر يك دانش آموز را كه نمرات متوسطي از درس رياضيات دارد ، به يك معلم مصرفي كنيم و به او بگوئيم تيزهوشان است و نمرات درختاني خواهد آورد ، خود اين دادن نگرش در ارتباط و رابطه معلم با دانش آموز تأثير خواهد گذاشت و باعث پيشرفت درسي وي خواهد شد . نتيجه اينكه معلمان بايد از پيش داوري منفي در مورد يك فرد جدا بپرهيزند . زيرا خود اين پيش داوري شايد منجر به شكست او بيانجامد .  ( بيابانگرد ، 1378 ص 223 )

 

11- تعويض مكرر معلمان :

تعلويض مكرر معلمان در طول سال تحصيلي و ناتواني بعضي از دانش آموزان به منظور سازگاري با روش تدريس و خصوصيات معلم ممكن است بويژه در مقاطع ابتدايي منجر به افت تحصيلي شود .

 

۱۲- دوري راه مدرسه :

مسافت بسيار زياد بين خانه و مدرسه دانش آموزان و يا طولاني بودن ساعات آموزشي در طول روز باعث مي شود كه آنها خستگي بسيار زياد را روزانه تجربه نمايند و اين خستگي به مرور موجب بي علاقگي و دلزدگي آنها به درس و مدرسه مي شود . لذا توصيه مي شود كه حتي الامكان نزديكترين مدرسه براي تحصيل دانش آموزان انتخاب شود  كه برخي بزرگان امروزي گفته اند : نزديكترين مدرسه بهترين مدرسه براي دانش آموز .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 13:26  توسط ایرج قادری  | 

اهميت تفكر :

اگر بتوانيم تفكر را ارتقا داده ، تأكيد روي حفظ كردن را حذف كنيم و ارتباط را
به طور اساسي و واقعي افزايش دهيم توان تعليم و تربيت چگونه خواهد بود ؟

تفكري كه به حل مشكلهاي اجتماعي منتهي مي شود از تفكري كه به حل مشكلهاي فني منتهي مي شود بسيار دشوارتر است . ولي متأسفانه كمتر آموزش داده شده است . دانش آموزاني كه مسؤوليت اجتماعي را در مدرسه آموخته اند ياد مي گيرند چگونه در يك موقعيت واقعي براي حل مشكلها به راههاي كمك به يكديگر بينديشند . ما بايد در نظام آموزش كه به اندازه كافي در نظر آنها مهم باشد تعداد بيشتري از دانش آموزان را از نظر عاطفي با يكديگر مرتبط سازيم بنابراين تلاش خواهند كرد تا فكر كردن و حل مشكلها را ياد بگيرند و  بدين ترتيب در اجتماع فرد مسئولي بار بيايند . هيچ كس نمي تواند مسئوليت اجتماعي ،  فكر كردن ، يا حل مشكل را در حالي كه شكست خورده است ياد بگيرد . مدارس بايد براي تمام دانش آموزان خود شانس مناسبي براي موفقيت فراهم آورند .

اعتبار كاذب نظام آموزش و پرورش ، يعني پاسخهاي واقعي و عيني ارزش ندارند مگر اينكه به سطح تفكر و عقايد ارتقاء پيدا كنند . ما بايد به بچه ها ياد بدهيم كه از سؤال كردن نترسند . در نظامي كه معلومات را ثبت مي كنند خرده گرفتن به معلمي كه تدريس خود را بر اساس اصول حتمي

 استوار ساخته كار دشواري است . آموزش و پرورش كه حول معلومات عيني و پاسخ آنها مركزيت يافته معمولا" درگيري فكري بين شاگردان و معلمان را خاتمه
مي دهد . روشن است كه در اين مبارزه معلمان موضع قويتري دارند . چون پاسخ پرسشهايي را كه پرسيده اند مي دانند . و شاگرد نمي تواند به نحو مؤثري با معلم درگير شود .

 

مرحله بعدي پيشگيري از شكست :

 

حذف نمره :

اگر به دانش آموزان ياد مي دهيم كه فكر كنند آيا بايد به آنها نمره بدهيم ، اگر بتوانيم مطمئن شويم كه هر دانش آموز نهايت سعي خود را به كار مي برد تا تفكر و حل مشكلات را بياموزد ديگر نمره ها ارزش ندارند .

آنها كه بر سر نمره بحث مي كنند متذكر چيزي مي شوند كه به ندرت اتفاق مي افتد مبني بر اينكه دانش آموزان بدون وجود نمره انگيزه كمي براي يادگيري دارند .

ارتباط ، تفكر و مشاركت فعال در نظام آموزش و پرورش خيلي بيشتر از نمره ها باعث ايجاد انگيزه مي شود . وقتي مدرسه مطالب مرتبط اندكي را ارائه كرده و چيز كمي بيش از حفظ كردن را مي طلبد نمره براي آن عده موجب انگيزه مي شود كه نمره هاي (( الف )) و  (( ب )) مي گيرند براي آنها كه (( ب )) يا بهتر از آن نمي گيرند نمره علامتي براي رها كردن و دست از كار كشيدن است . آنها كه (( ج )) يا كمتر مي گيرند خود را شكست خورده دانسته ديگر به كار كردن ادامه نمي دهند . و جزئي از گروه بزرگي مي شوند كه خيلي كم  يا د مي گيرند .

 

دانش آموزي كه اعتقاد پيدا كرده يك شكست خورده است ، معمولا" كار در مدرسه را رد  مي كند از آنجا كه شكست هرگز مولد و ايجاد انگيزه نخواهد بود . وقتي ما آنرا از ميان برداريم ديگر امكان صدمه ديدن شاگردي كه به خاطر روش نمره دهي شكست خورده ، وجود ندارد . هر چند ممكن است او به محض حذف برچسب شكست فورا" شروع به يادگيري  نكند . ولي لااقل راه تغيير روحيه را براي او باز و هموار گذاشتيم تا در آينده بتواند كار كردن و ياد گرفتن را شروع كند .

كودكي كه يكبار برچسب شكست را دريافت كرده و با چشم يك شكست خورده به خود نگريسته به ندرت در مدرسه موفق خواهد شد . اگر به جاي اينكه سريعا" به يك بچه برچسب شكست بزنيم صبورانه با وي كار كنيم . او مي تواند شروع به يادگيري كند و در عوض يك يا دو سال به موفقيت نايل شود . اگر ما دست از شكست برداريم و از اين قيد  رها شويم همه چيز به دست مي آوريم در حالي كه هيچ چيز از دست نداده ايم .

 

مشكلات و اختلالات رياضي :

 

تعداد زيادي از دانش آموزان مقاطع ابتدايي در يادگيري درس رياضي دچار مشكل هستند و يا اينكه به  اندازه دانش آموزان همسال خود كوشش مي كنند ولي پيشرفت مورد انتظار را ندارند .

معمولا" آموزگاران براي پيشرفت بيشتر آنان اينگونه فعاليت ها را انجام مي دهند .

1- پند و اندرز به دانش آموزان براي فعاليت درسي بيشتر

2- متوجه كردن آنها به اهميت درس رياضي

3- آگاه كردن آنها از اينكه خوشبختي آنها در آينده در گرو پيشرفت تحصيلي است .

4- سرزنش و مؤاخذه

5- مقايسه دانش آموز با ديگران به منظور تحريك او

6- انتساب وي به مواردي مانند : تنبلي ، بي استعدادي ، بي مسئوليتي و .............

7- تماس كتبي ، تلفني با والدين و يا دعوت از والياء آنان كه در مدرسه حاضر شوند و گفتگو نمايند .

8- درخواست از والدين براي كمك درسي بيشتر به دانش آموزان

9- توسل به توجيهاتي مثل ارثي بودن

10- تكرار اين مطلب كه دانش آموز از پايه ضعيف است .

11- بازداشتن بچه از بازي و تفريح و وادار كردن بيشتر به درس خواندن

12- تنبيه بدني و غير بدني

13- محروم كردن از چيزهاي مورد علاقه اش

14- استخدام معلم خصوصي

15- چند بار تكرار كردن درس توسط معلم

16- مشورت با اقوام و همسايه ها

17- تشويق ولي

18- دادن وعده جايزه

19- ارائه يك برنامه فشرده براي فعاليت در منزل

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:48  توسط ایرج قادری  | 

افراد خلاق چه ويژگيهايی دارند؟

1-افراد  خلاق،  بخش  عمده اي  از  وقت  خود  را  صرف توجه  دقيق  به  اطاف  خود  مي  كنند  و  از  اين  طريق سوژه  هاي  جديدي براي  فكر  كردن  پيدا  مي  كنند.

2-افراد  خلاق  بسيار كنجكاو  بوده  و  به  طور  مستمر  در  جستجوي   موضوعات  پيچيده ،جديد  و ناشناخته  و  عجيب  هستند.به  همين   سبب  آنها  در  مقايسه  با  افرادي   كه  از  توانايي  خلاقيت  كمتري  برخوردار  هستند،سوالات  بيشتر  و  پيچيده  تري   را  مطرح  مي  كنند.اين  ويژگي  را  به  سادگي  در  بچه  ها  مي  توان  تشخيص  داد.

 3-حل  مشكلات  و  مسائل  توسط  افراد خلاق  از  اصالت  خاصي  برخوردار است.

4-افراد  خلاق  انعطاف  پذير  هستند  و در  ارائه  راه  حل  و  انديشه  بكر  و  بديع  آمادگي  بسيار  دارند(گليفورد 1959)  آنها  با  استفاده  از  اين  ويژگي ،توانايي  تعقيب  و  دستيابي   به  راه  حل  مشكل  را  از  راه  هاي   مختلف  دارا  هستند.

5-افراد  خلاق  به  استقلال  و  ناهمنوايي  تمايل  دارند  و  در  مواردي  كه  دستورهايي  بر  خلاف  ميل  و يا  اعتقادات  خود  دريافت  كنند  به  سرپيچي  از  آنها  تمايل  نشان  مي  دهند  به  اين  سبب  اعمال  مديريت  در  مورد  افراد  خلاق  بسيار  دشوار  است (كانجرو پيترسن 1984)  آنها  اگرچه  به  دستور  گرفتن  از  ديگران  اعتقاد  ندارند، نياز  مبرم  به  مورد پذيرش واقع  شدن  دارند، زيرا اين  احساس براي  آنها آرامش  خاطر دلپذيري را  ايجاد  مي  كند. ضمنا  آگاهي به  اين  مطلب  كه  انديشه هايشان  مورد  قبول واقع  شده ،اتكاء به  نفس  زايدالوصف  در  آنان  ايجاد  مي كند.

6-افراد  خلاق ، مسائل  پيچيده  را  به  مسائل  ساده  ترجيح مي  دهند  و  با  علاقمندي   بسيار  براي  يافتن  راه  حل  مي  كوشند.

7-بر  اساس  نظريه  وايت (1969)  افراد  خلاق   علي  رغم  استنباط  ديگران ، بسيار  فعال  نبوده،با  مقايسه   با  ديگران  از  هوش  و  ذكاوت  خارق  العاده نيز  برخوردارنيستند.هوش  يكي  از  پيش  نياز  هاي  خلاقيت  است   و  پايين  بودن  درجه  هوشي  فرد   معمولا  به  پايين   قرار  گرفتن ويژگي  خلاقيت  منجر مي  شود ،اما  هوش  سرشار  نيز  دلالت   بر  خلاق  بودن  شخص  نمي  كند.كرتاگنبرگ(1972)  بر  اين  عقيده  است  كه  افراد  داراي   هوش  پايين  عموما  از  نظر  خلاقيت   نيز  ناتوانند  و  خلاقيت   در  افراد  داراي   هوش كمي  بالاتر  از  ميانگين  بيشتر  مشاهده  شده  است .در  اين  مورد گرتزل(1962)  معتقد  است  كه  اشخاص  باهوش  و ذكاوت خوب  در  مدارج  تحصيلي ،بسيار  خوب  عمل  مي كنند ولي  شاهد  كيفي  كه  دلالت  بر  خلاقيت  آنها  بكند  بسيار  كم  است.به  طور  خلاصه  پژوهشگران به  يك  رابطه  يا  همبستگي  

نسبتا  كم  بين  هوش  و  خلاقيت  دست  يافته  اند(آناستاري و  شيفر 1971،گتزل و  جكسن،1962).

8-مسائل  و  وضعيت  هايي را  مي  بيند  كه  قبلا  مورد  توجه   قرار  نگرفته است  و  فكرهاي  بكري  را  ارائه مي  دهد.اصولا يك  فرد  خلاق بي  تفاوت  از  كنار مسائل  نمي گذرد و  محيط  پيرامون  را  هميشه  با  دقت  مورد  توجه  قرار  مي  دهد.

9-ايده  ها  و  تجربيات حاصل  از منابع  گوناگون  را  به  هم  ربط  مي  دهد  و  آنها  را بر  مبناي  مزيتشان مورد  بررسي  قرار  مي  دهد.چراكه  ارائه  فكر مشكل  نيست   بلكه  ارائه  فكر  و  ايده  هاي  سودآور،مفيد،باصرفه  و...  مشكل  خواهد  بود.

10-معمولا  چندين  شق (بديل)  براي  هر  موضوع  معين  دارند،به  عبارتي سلاست  فكر  دارند.يكي  از  مهمترين  ويژگي  افراد  خلاق  داشتن  سلاست  فكر  است به  طوري  كه  همزمان در  مورد يك  مساله  چندين  فكر  و  راه  حل  را  داشته  باشد.

11-نسبت  به  پيش  فرضهاي  قبلي  ترديد  مي  كنند  و  محدود  به  رسم  و  عادت  نمي  شوند.از  طرف  ديگر  تداوم  حيات  سازمانها  به  بازسازي  آنها  بستگي  دارد،بازسازي   سازمانها  از  طريق هماهنگ كردن اهداف  با  وضعيت  روز  و  اصلاح  و  بهبود  روشها ي حصول اين  اهداف  انجام  مي  شود ،بدون  بازسازي ،سازمان  نمي  تواند دوام  زيادي   بياورد و  بازسازي   هم جز از  طريق  نوآوري  كه  خود  ثمره  خلاقيت  است ،ميسر نيست.بنابراين  سازمان ها  براي  ادامه  حيات  و  بقاي  خود به  بازسازي   از  طريق  خلاقيت   نيازمندند،خلاقيت  در  سازمان كار نيروهاي  خلاق  است  اين  نيروهاي  خلاق  در  تمام  سازمانها به  وفور  يافت  مي شوند. هنر  مدير  موفق  در  اين  سازمان  شناسايي  و  از وجود آنها  براي   بهبود  و  بازسازي  سازمان استفاده  نمايد ،ويژگيهايي كه  در  اين  مقاله  به  آنها  اشاره  شد  مي  تواند  راهگشاي  بسياري  از  مديران  باشد چه  بسا بعضي  از  اين  ويژگيها  در  نگاه  اول  به  عنوان  يك  ضعف  ممكن  است  به  حساب بيايد.مديران  امروزي  ما  بايد به  اين  نكته  توجه  داشته  باشند كه  موانعي  براي  بروز  خلاقيت  وجود  دارد  كه  بحث  مفصلي  را  مي  طلبد  و  پرداختن  به  آنها خارج  از  اين  مقاله  است   اما  مهمترين  آنها  عبارتند  از :

1-عدم  اعتماد به  نفس ،

 2-ترس  از  انتقاد  و  شكست

3-تمايل  به  همرنگي  و  همگوني 

4-عدم  تمركز ذهني و...

بايد  اين  نكته  را  قبول  كنيم  كه  همگي  ما  عادت زده ايم  بنابراين  مديريت  سازمان  بايد  هميشه  از  بروز  ايده  ها  و  فكر  هاي  جديد  استقبال  نمايد  و  افراد  خلاق  را  تشويق  كند.براي  اينكه   خلاقيت  به  وقوع  بپيوندد، بايد  چنان  نگرشي وجود  داشته  باشد  تا  از پيشنهادهايي  كه  مبتني   بر  تغيير  شرايط موجودند،استقبال  كند،يك  نگاه  سرد  يا  بهت  زده   رئيس  به  زيردستي   كه  پيشنهادي   ارائه  كرده  است  به  وي  مي  فهماند  كه  ديگر از  اين  نوع  پيشنهادها  ندهد.جداي  از  اينكه  نظر مديريت  و  زبان  و  ظاهر   درباره  خلاقيت  چيست ؟-طرفداري  مي  كند يا  مخالفت-ملاك  اصلي   براي  پيشنهاد  دهنده ،آن  چيزي  است  كه  مدير در  عمل  انجام  مي  دهد،نه  سخن  او. متاسفانه  در  نظام  اداري  ما كم  نيستند مديراني  كه  خود  را  عقل  كل  مي  دانند و  كارمندان  را  افرادي  كه  مجبورند   دستورات   غير  منطقي  آنها  را  اجرا كنند.اين  مديران  يكي  از  مهمترين موانع خلاقيت   و  نوآوري   در  نظام  اداري  هستند باشد كه  ان شاء ا... در  برنامه  سوم  توسعه  كه  يكي  از  مهمترين  محورها ي آن  تحول  اداري   است   به  اين  نكات   نيز  توجه  شود  و  شايسته  سالاري   كه  هميشه  غريب  بوده اين  بار  به  آشنايي  براي  همه  تبديل  شود

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 13:10  توسط ایرج قادری  | 

انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره و از تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.

 آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.

 تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.

 اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.

اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كمم داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:

 معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواست معلم است. اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.

اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.

 در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.

 از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.

 درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.

به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:

 1 - سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.

 2 - براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.

 3 - با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.

 4 - دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.

 5 - بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيد.

6 - براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در ابتداي درس فراموش نكنيم.

 7 - چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص شود.

 8 - به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.

 9 - در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.

 10 - تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.

 11 - مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.

 12 - از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.

 13 - در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.

 14 - علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.

 15 - آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.

 16 - براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.

 17 - با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيد.

 18 - شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.

 19 - ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.

 20 - تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.

 21 - به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.

 22 - محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.

23 - با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.

 24 - به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيد.

 25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.

 26 - زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.

 27 - دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.

 28 - به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.

 29 - به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.

 30 - مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.

 31 - تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.

 32 - به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.

33 - دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.

 34 - از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.

35 - با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.

 36 - هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.

 37 - به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.

 38 - در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.

 39 - تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.

 40 - گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 13:32  توسط ایرج قادری  | 

چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟

معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب  می‌کند.

در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود.

معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در كلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد و رعايت نکات زیر مي‌تواند در كارآمدي ‌او موثر باشد.

1. قبل از شروع كلاس هدف خود را از ارائه محتوی درس مشخص ‌سازيد.

2. با یک‌ برنامه‌ریزی دقیق و داشتن طرح درس مناسب وارد کلاس شويد.

3. دانش آموزان را از هدف آموزشی خود آگاه سازيد.

4. از دانسته‌های دانش‌آموزان خود نسبت به محتوای آماده برای تدریس آگاه شويد و متناسب با آن تدریس خود را شروع کند.

5. در هنگام ارائه مطالب از مباحث جذاب و علمی جهت تفهیم مفاهیم استفاده کند.

6. شیوه تدریس خود را متناسب با محتوای مورد نظر انتخاب کنيد و از یک روش تکراری استفاده نکنيد.

7. در هنگام تدریس با صدای یکنواحت صحبت نکنيد و با دانش آموزان تماس چشمی برقرار کنيد.

8. هنگام تدریس از دانش آموزان سوالاتی جهت کنترل و جلوگیری از حواس پرتی آنها بپرسيد.

9. به شرایط فیزیکی کلاس از نظر( نور، صدا، گرما، چینش صندلی‌ها، ...) توجه كنيد و محیطی مناسب و جذاب و درعین حال آرام فراهم کنيد.

10. رفتارهای مطلوب را در جمع تشویق كنيد ولی بیش از اندازه به آن رفتار تاکید نکنيد. نوع تشویق را براساس نوع رفتار، سن، ...انتخاب کنيد و آن را بلافاصله بعد از رفتار درست ارائه  دهيد.

11. در برخورد با رفتارهای نامطلوب در ابتدا به دنبال علت بگرديد و سپس در تنهایی به دانش‌آموز تذکر دهيد و در صورت تکرار از تنبیه‌های متناسب با عمل او استفاده کنيد.

12. به تمام دانش‌آموزان به‌طور یکسان توجه كنيد. آنها به اسم كوچك در سرکلاس صدا بزنيد و با آنها ارتباط برقرار کنيد.

13. تکالیفی جهت تمرین مطالب، متناسب با محتوای ارائه شده و شکوفا کردن حس خلاقیت در آنها ارائه دهيد.

14. دانش‌آموزان را به فعالیتهای گروهی ترغیب كنيد و یک روحیه رقابتی مثبت بین آنها به وجود آوريد.

15. به نظرات دانش آموزان و مشکلات آنها با دقت تمام و درکمال صبر گوش فرا دهيد و بعد راهنمایی‌های لازم را انجام دهيد.

16. یک الگوی مناسب گفتاری، کرداری، برای دانش‌آموزان ايجاد كنيد.

17. به نقاط قوت و ضعف آنها آگاهی پيدا كنيد و در جهت رسیدن به خود شکوفایی، آنها را یاری کنيد.

18. میزان یادگیری دانش‌آموزان را بر اساس محتوای ارائه شده در کلاس ارزیابی كنيد.

19. علاقه خود را به دانش‌آموزان نشان دهيد و از آنها حمایت كنيد.

20. شرایط را بحث و گفتگو فراهم آوريد و از بیراهه كشيده شدن بحث جلوگيري كنيد.

و در اين صورت است كه هرچه كلاس درسي دوست‌داشتني‌تر و جذابتر باشد، انگيزه دانش آموزان براي يادگيري بيشتر خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 13:7  توسط ایرج قادری  |